دانلود کامل سخنرانی های استاد حسن عباسی
دانلود کامل سخنرانی های استاد حسن عباسی
دوستان عزیز میتوانند با استفاده از لینک زیر
مجموعه بسیار بزرگی را از سخنرانی های استاد دانلود کنند
تبلیغات دانلود کامل سخنرانی های استاد حسن عباسی
دوستان عزیز میتوانند با استفاده از لینک زیر
مجموعه بسیار بزرگی را از سخنرانی های استاد دانلود کنند
جامعه پیش از ظهور، جامعهای مملوّ از فساد و بیبند و باریهای اخلاقی است، کردارهای حیوانی گروهی انساننما، آنچنان فراگیر میشود که حالت عادّی به خود میگیرد. روایاتی که این وضع اخلاقی پیش از ظهور را بیان نمودهاند، بسیار زیاد است.
آیتاللهالعظمی نوری همدانی: کتاب شعر مولوی از نظر ادب و تمثیل قابل استفاده است، ولی در این کتاب انحرافات بسیاری وجود دارد که با اصول و عقاید ما همخوانی ندارد.

ایسکانیوز: آیتاللهالعظمی نوری همدانی گفت: کتاب شعر مولوی از نظر ادب و تمثیل قابل استفاده است، ولی در این کتاب انحرافات بسیاری وجود دارد که با اصول و عقاید ما همخوانی ندارد و سبب منحرف شدن جامعه می شود.
معظمله در دیدار مسئولین هماهنگ کننده سازمان تبلیغات سراسر کشور با انتقاد از برگزاری مراسم بزرگداشت مولوی گفت:
مولوی بینش درستی نسبت به اهل بیت (علیهم السلام) نداشت و برخی از آثار او از اندیشه های انحرافی سرچشمه گرفته است و کلمه مولا را در روایت من کنت مولاه فهذا علی مولاه به معنای دوست می گیرد در حالیکه در تفکر شیعی به معنای سرپرست و زعامت جامعه است.
ایسکانیوز: آیتاللهالعظمی نوری همدانی گفت: کتاب شعر مولوی از نظر ادب و تمثیل قابل استفاده است، ولی در این کتاب انحرافات بسیاری وجود دارد که با اصول و عقاید ما همخوانی ندارد و سبب منحرف شدن جامعه می شود.
معظمله در دیدار مسئولین هماهنگ کننده سازمان تبلیغات سراسر کشور با انتقاد از برگزاری مراسم بزرگداشت مولوی گفت: مولوی بینش درستی نسبت به اهل بیت (علیهم السلام) نداشت و برخی از آثار او از اندیشه های انحرافی سرچشمه گرفته است.
وی بـا اعتراض بـه بـرگزاری کنگـرهی مـولـوی شناسی در تهران و تبریز گفت: « مراسمی که برای مولوی در چند روز اخیر بر پا شد، برای پیامبر و ائمه اطهار برپا نمی شود».
آیت الله نوری همدانی، روز چهارشنبه ۹ آبان نیز در حین برگزاری درس خارج فقه، بار دیگر مولانا جلال الدین را مور تهاجم قرار داد و گفت: « بعضی چند صفحه از مثنوی را خواندهاند و تصور کردهاند که کتاب خوبی است، اما اگر با دقت آن را مطالعه کنند با لغزشهای فراوانی مواجه خواهندشد. »
وی گفت: « ملای رومی، شاعر بسیار قوی است و در تمثیل خیلی مهارت دارد، اما نمیتوان مثنوی را به کسی داد تا از راهنماییهای آن استفاده کند. »
آیت الله نوری همدانی در توضیح دلایل منحرف خواندن مولوی، این بار با اشاره به تمجید مولوی از منصورحلاج گفت: «این در حالی است که در جلد پنجاه و یک بحارالانوار توقیعی از امام عصر در انتقاد از حلاج آمده است.»
وی علاوه بر مولانا جلالالدین، شاعرانی چون شیخ فریدالدین عطّار نیشابوری را مورد نقد قرار داد و گفت: « در کتاب تذکرة الاولیاء شیخ عطار، با عبارتهای پر آب و تاب، برای صوفیها چهره سازی شدهاست و برخی چون، بایزید بسطامی، ذوالنون مصری و منصور حلاج را از ائمه علیهم السلام نیز بالاتر دانستهاند. »
آیت الله نوری همدانی، در ادامهی سخنانش با انتقاد از رواج صوفیگری در کشور، دراویش را از جمله دشمنان امام شیعه معرفی کرد و گفت: « در روایات به نقل از ائمه آمده است که صوفیها، دشمنان ما هستند. »
وی همچنین مدعی شد: « سلاطین جور و جباران روزگار مانند هارون الرشیدها و پادشاهان صفویه برای کسب وجههی دینی خود به تقویت صوفیها و ساختن خانقاهها روی آوردند. »
آیت الله نوری همدانی علّت اصلی مخالفت خود با برگزاری کنگره مولوی شناسی و انتشار آثار مولانا را نیز پنهان نکرد و با بیان اینکه « مولوی، صوفی و سنّی است »، گفت: « او ] مولوی [، ابوطالب ] عموی پیامبر اسلام [ را کافر و مشرک میداند و در اشعار خود، ماجرای غدیرخم را لوث کردهاست. »
مولوی برای بساط سماع – و به قول “لویی ماسینیون” کنسرت روحانی- خود یک “ارکستر” * کامل تشکیل داده بود تا بتواند اشتهای جوشان خویش را اشباع کند.
“خوانندگان” ، “نوازندگان” ، از “طبّالان” (طبل زنان) ، “دفّافان” (دایره زنان) ، نی نوازان – به اضافه ی مریدانِ هم سماع و پر حرارات – همه دست به دست هم می دادند و بزم عرفانی مولوی را هر چه بیشتر داغ می کردند!
نام تعدادی از اعضای ارکستر مولوی در تاریخ زندگانی وی – بویژه در کتاب مناقب العارفین – بصورت پراکنده آمده است.
“شرف الدین عثمان” :خواننده و نوازنده ، که مناقب العارفین مهارت او را در حدّ “عبدالمومن” موسیقی دان معرفی میکند و می گوید:
“…ندیم خاص حضرت (مولانا) بود و انگشت نمای جهان ، و ملوک زمانِ مَرَدَه (مریدان) ، صحبت (همنشینی) او بودند.” (مناقب العارفین ۴۸۶ ، رساله سپهسالار ، تعلیقات ۳۴۱).
(عبدالمومن موسیقی دان یکی از موسیقی دانان مشهور و صاحب نظر و دارای تالیف در فن موسیقی است.وی در قرن هفتم میزیسته است.)
در دیوان شمس آمده است :
آمد عثمان شهاب دین هین
واگــــو غـــــزل را مکـــــــرر
“کمال قوّال” : که – به قول افلاکی – مصنّف شهر و استاد دهر بود (مناقب العارفین ۴۵۴ ).
“زکی قوّال” : که مولانا (درباره ی او) فرمود: …حالیا ، فتوحاتِ زکی (منظور اینجا خوانندگی با حالِ وی است) به از فتوحات مکیست (یعنی بهتر از فتوحات مکیه ی ابن عربیست) و به سماع شروع فرمود.( مناقب العارفین ۴۷۰) .
همچنین : “حمزه ی نای زن” نی نواز ، “سراج الدین” مثنوی خوان و ….( مناقب العارفین ۲۷۲).
آلات موسیقی مولوی نیز متنوع بود : “طبل” (همان ۲۱۱) ، “دفّ” (دایره) (گزیده ی غزلیات مولانا ، ص۱۴۶ از مناقب العارفین ۴۹۰) ، “نِی” (مناقب العارفین ۴۹۰) و بویژه “رَباب” (یکی از آلات موسیقی شبیه طنبور) که شیفته و دلباخته ی آن بود و در ستایش آن سخنها (غزل و…) گفته است(همان ۴۸۴) .
مولوی میگوید :
رباب مشرب عشق است مونس اصحاب
کــه ابــــر را عـــربان کـــــترده اند رباب
چنانــکه ابــر سقای گل و گلــستان است
رباب قــــوت ضمیـــرست و ساقـــی اَلباب… (کلّیات شمس ، غزل ۳۱۳ )
جلال الدین شخصا و به ابتکار خود فرمود که رباب را شش خانه ساختند ، چه از عهد قدیم رباب عرب چهارسو بوده…( مناقب العارفین ۸۸).
گروهی از صاحب نظران معتقدند که مولوی خود “موسیقی دان” و “موسیقی نواز” بوده است. (مولوی نامه،۵۹۶،موسیقی شعر،۴۰۳).
آقای همایی در مولوی نامه می نویسد : وی (مولوی) در فن موسیقی و ضرب اصول و الحان ، وقوف کامل داشته و خودِ او سازِ رباب را بسیار خوش و استادانه می زده است.(مولوی نامه ۵۹۶)
“شمس تبریزى”، مقام معرفت و خوف و خشیتِ برترین بانوی خلقت، و یکتا کفو امیر عالم آفرینش، حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام را خوار و پست شمرده، مىگوید:
مردم را سخن نجات خوش نمىآید، سخن دوزخیان خوش مىآید… لاجرم ما نیز دوزخ را چنان بتفسانیم[۱]. که بمیرد از بیم!
فاطمه رضی اللّه عنها عارفه نبود، زاهده بود. پیوسته از پیغمبر حکایت دوزخ پرسیدى.[۲]
آری این است مقامات ادعایی عارفان واصل، و پیران تصوف و عرفان!! و این است علایم واضح و آشکار عداوت و دشمنی ایشان با پاکان آفرینش، تا دیگر هرگز کسی جسارتهای بىشرمانه آنان را حمل بر تقیه نکند، و ایشان را از شیعیان آل اللّه در شمار نیاورد!
[۱] . بیفشانیم ـ خ
[۲] . مقالات شمس، ۱۵۱ ـ ۳۴۱ و نقدى بر مثنوی،بیان انحرافات و نقد مولوی – مولوی و سماع ” ۳ “
سماع در تاریخ تصوف سابقه ی چندصد ساله داشت اما مولوی چنان معرکه هایی از ساز و آواز و پای بازی در قونیه برپا می کرد که تاریخ صوفی گری کمتر به یاد داشت! ۱۷
انرژی جنبشی و حرص و ولعِ سیر نشدنیِ وی به سماع ، برخی صوفیان و هم مسلکان وی را نیز به سماع وا میداشت! حتی دست آموزان و مریدان وی از همراهی با او عاجز می ماندند!
نوازندگان و خوانندگان – همه ی کثرت و تعدد آنها – از نفس می افتادند ۱۸، اما مولوی همچنان میچرخیدند!
مولوی در سماع بارگی از استاد خویش “شمس تبریزی” نیز پیشی گرفته بود.یک روز و دو روز و بیش تر و – به تعبیرهای اغراق آمیز افلاکی – گاهی تا یک هفته ۱۹ و یک ماه ۲۰ سماع مولوی ادامه میافت.
آوازه خوانیِ تنها(همراه با رقص) ، اشتهای مولوی را سیر نمیکرد ، “طبل” ۲۱ ، “نی” ۲۲ ،دایره”،بویژه “رباب” (شبیه طنبور) باید ، تا مرغِ جان وی در آسمان تصوف و عرفان به پرواز درآید. او مرده و کشته ی “رباب” ۲۳ بود ، برای آن شعر میگفت و غزل می سرایید ، تعظیم و تقدیسش میکرد ، با آنان که به رباب بی حرمتی میکردند ستیزه و تندی میکرد. ۲۴
چنان در سماع و چرخ و رقص غرق میشد که گاهی “تنها لباسِ او” ار بدنش بیرون می آمد و وی متوجه نمی شد!! ۲۵
معرکه ای داغ بود و پرهیجان! مولوی پای بر زمین میکوبید و نعره ها میزد، شعر میگفت و غزل می سرایید ، داغ میشد و خیره خیره نگاه می کرد.گاه سنایی را در قیافه ی قوٌالان (آوازه خوانان) مجسم میدید ، گاه حسام الدین را در آغوش می کشید و مغازله گرانه می گفت :
بیا دین من! بیا ایمان من! بیا جانِ من! بیا سلطان من! ۲۶
باری گویا محفل “دیثی رامب” ۲۷ بود و “آپولو” (الهه ی موسیقی) از کوه های “پارناس” ۲۸ یونان پایین آمده و در سرزمین روم و شهر قونیه ظهور کرده بود:۲۹
امروز سماعـــست و سماعـــست و ســـــــماع
نور است و شعاع است و شعاع است و شعاع ۳۰
*******************************
صــــلا ای صـــوفیان کــــامروز باری
سماعست و نشاط و عیش و آری ۳۱
مولوی خود را “سماع باره” ، “رقصان دین” ، “رقاص ترین درخت” و … میخواند!
قومی شده رقصــان دین با صــد هزاران آفرین
قومی دگر منکر چنین اندر سَفَه رقصان شده ۳۲
*******************************
رقصـــان تر درخت درین باغـــــها منم
زیرا درخت بختم و اندر سرم صباست ۳۳
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱۷) مناقب العارفین ، ۸۹٫ مولوی با هیجان و حرارت خاصی می چرخید و می رقصید و می گفت:
چون بهشتِ جمله خوبان،شب و روز پایکوبان
ســــر و آســـــتین فشانان،ز نشاط بی قراری (همان غزل ۲۸۴۹)
*******************************************
ما میوه های خامـــیم در تاب آفتابـت
رقصی کنیم رقصی ، زیرا تو میپزانی (همان غزل ۲۹۶۰)
۱۸) مناقب العارفین ۴۰۶
۱۹) افلاکی مینویسد : …بعد از آن به سماع مشغول شد تا نه شبانه روز…. . مناقب العارفین ۴۸۷
۲۰) همان ۲۹۴
۲۱) همان ۲۱۱
۲۲) همان ۴۹۰
۲۳) همان ۴۸۴
۲۴) مولوی به نقل از افلاکی – در پاسخ اعتراض علما ، به علاقه ی مفرط وی به رباب ، می گفت :”والله ثم والله سر گورشان رباب خواهند زد”. مناقب العارفین ۵۶۲٫
۲۵) روزی در مدرسه ی مبارک تواجد نموده در سماع مست شده بود و تمامتِ جامها(جامه ها) به گویندگان(آوازه خوانها) بخشیده با تای پیراهن ، عریان رقص می کرد.از ناگاه گرِهِ آزار(شلوار – لنگ) گشوده شد ، همانا که حضرت چلپی حسام الدین چست (چالاک) برجست و حضرت مولانا رادر کنار گرفته ، فرجی(نوعی لباس) در (وی) پوشانید و به سماع شروع فرمود. مناقب العارفین ۶۰۲٫
۲۶) ….آن شب حضرت مولانا شورهای عظیم میکرد و نعره های پیاپی میزد…همچنان حضرت مولانا به سوی چلپی حسام الدین نگران (نظاره گر) گشته ، فرمود : بیا دین من! بیا ایمان من! بیا جانِ من! بیا سلطان من! پادشاه حقیقی و حضرت چلپی نعره ها میزد و اشکها می ریخت… مناقب العارفین ۱۰۰
۲۷) دیثی رامب Dithyramb در زبان یونانی به معنای آواز و رقص شوریده و دیوانه واری است که در جشنواره های مذهبی یونانیان کهن به افتخار “دیونوسِ” خدا برگزار میشده است.
۲۸) پارناس نام کوهی است که بنا به اسطوره های یونان قدیم ، آپولُن خداوند شعر و نُه خواهری که فرشتگان نگهبان هنرهای زیبا بودند در آن زندگی می کردند (فرهنگ اصطلاحات ادبی ص ۵۳).
۲۹) موسیقی جادوی عشق و عرفان مولوی بود. حتی اگر موسیقی نواز ، ارمنی شراب خوار بود ، مستحق لطف و عطای وی بود.همه نوع هم رقص و هم سماع داشت: پیر مردان ، جوانان و حتی به نقل افلاکی مجلس سماع زنانه نیز داشت و کنیزکانِ آوازه خوان (در آن مجلس) موسیقی و سرود عرفانی مینواختند و میخواندند(مناقب العارفین ۴۹۰ ). اگر هنگام نماز بود و صدای مؤذن به الله اکبر بلند ، (گاه) مولوی –به نقل افلاکی- در گرماگرم رقص بود و بی اعتنا به دعوت مؤذن ، که : سماع داعی جان است و اذان (نماز) داعی جسم!!!(همان ۳۹۵). اگر فقیهان و صوفیانِ معتدل ، فریاد اعتراض بر می آوردند ، باکی نداشت و میگفت : والله آهن سرد می کوبند! (همان ۵۶۲).
۳۰) کلیات شمس تبریزی ، ط نگاه ،۱۳۶۱
۳۱) همان غزل ۲۶۶۵
۳۲) همان غزل ۱۲۴۲
۳۳) همان غزل ۲۰۷
بیان انحرافات و نقد مولوی – مولوی و سماع ” ۲ “
مولوی به گواه تاریخ یکی از شخصیتهای افراطی و پر حرص در عرصه ی سماع است.یکی از نویسندگان علاقه مند به مولوی مینویسد :
مولانا عاشق سماع و رقص بوده و آهنگهایی که (مطربان و نوازندگان) هنگام سماع (برای وی) مینواخته اند غالبا شاد و شفاف و پرجنبش و پویا بوده است.۱
مکتب و طریقه ی مولوی در تاریخ تصوف و عرفان نیز به عنوان مکتب “وجد و سماع و عشق و ترانه” شناخته شده است.
وی در این راه از هر فرصت و موقعیتی برای برپایی بساط سماع استفاده میکرد:
شب۲ ، روز ، خانه ، مدرسه۳ ، کوچه ، بازار۴ ، حمام ۵، بیابان ۶، عروسی ، عزا ۷،وقت نماز ۸،و…. برای او فرق نمیکرد!
سلطان ولد – فرزند و شاهد گویای حالات مولوی – وضعیت مولوی را بعد از فراق شمس تبریزی چنین تصویر میکند :
یک نفس بی سماع و رقص نبود
روز و شب لحظه ای نمی آسود ۹
خلاصه از مراسم ختنه ی فرزندش تا مراسم تشییع جنازه ی خلیفه اش (صلاح الدین زرکوب) ، پهنه ی سماع مولوی بوده است.
مولوی ، ابوسعید ابوالخیر (صوفی سده ی ۴ و ۵ ) را که هم مسلک وی در رقص و سماع و پایکوبی است ، می ستاید و او را سعادتمندی شایسته ی اقتدا میداند:
این سعادتهای دنیا هیچ نیست
آن سعادت جو که دارد بو سعید ۱۰
مولوی سماع را “قضای جان عاشقان” ، “نماز عشاق” ، “آرام جان” ، “پیغام پنهانیان دل” ، “برتر از هر دو جهان” ، “نردبان آسمان” ، “رحیق حلال” و …. معرفی میکند :
پس غذای عاشقان آمد سماع
که درو باشد خیال اجــــــــتماع ۱۱
*********************
ســــــماع آرام جان زندگان است
کسی داند که او را جانِ جانست ۱۲
*********************
اگر چه بلنــــــد است بام هفتم چـــرخ
گذشته است از این بام نردبان سماع ۱۳
*********************
برون ز هر دو جهانی چو در سماع درآیی
برون ز هر دو جهانست این جهان سماع ۱۴
*********************
سماع چیست ز پنهانیان دل پیغام
دل غریب بیابد ز نــــــامه شان آرام ۱۵
*********************
تن و دلی که بنوشید از این رحیق حلال
بر آتش غم هجران حرام گشت حــــــرام ۱۶
______________________________
۱) موسیقی شعر ص ۴۰۱
۲) مناقب العارفین ۴۷۱
۳) همان ۴۷۱ و ۵۵۷ و ۲۱۶
۴) همان ۳۵۶
۵) همان ۲۹۴
۶) همان ۴۳۶
۷) همان ۲۳۱ و ۲۳۳
۸ ) همان ۳۹۵
۹) مولانا جلال الدین ، ۱۴۹ و ۱۵۰
۱۰ ) کلیات شمس تبریزی ، ط نگاه ، ۳۳۶
۱۱) مثنوی ، ط وزارت ارشاد ۵۵۲
۱۲) کلیات شمس تبریزی ، ط نگاه ، غزل ۳۳۹
۱۳) همان غزل ۱۲۹۵
۱۴) همان غزل ۱۲۹۵
۱۵) همان غزل ۱۷۳۴
۱۶) همان غزل ۱۷۳۴