تبلیغات
امام زمان،فراماسونری و دشمن شناسی

زنده کردن گفتمان انقلاب، استکبار ستیزی، عدالت خواهی، مبارزه با فقر، فساد و تبعیض، ساده زیستی

جنگ اول استعمارگران و جنگ دوم استعمارگران یا جنگ جهانی اول و دوم کدام یک؟؟؟

نویسنده :حسین محمدی
تاریخ:شنبه 24 مرداد 1394-04:52 ب.ظ

با سلام

چرا اکثر اساتید و دانشمندان علوم انسانی ما صرفا مترجم هستند و از خود فکر پرداز و واژه ساز نیستند چرا ما باید چون که در کتاب های علوم سیاسی و جامعه شناسی غرب به این دو جنگ لقب جهانی داده اند ما هم باید از همان واژه ها استفاده کنیم آنها به این دلیل واژه جهانی را به کار برده اند چون خود را مالک جهان و صاحب تمامی مال و ناموس ملت های مستعمره می دانستند پس در نتیجه وقتی چند کشور دزد استعمارگر با هم می جنگند مثل این است که تمام مردم دنیا با هم جنگیده اند در حالی که مردم آمریکای جنوبی، آسیا، آفریقا و سایر بلاد و کشورهای دیگر در شکل گیری و ادامه آن جنگ نقشی نداشته اند و در آخر هم متفکرین اروپایی از واژه جهانی برای این جنگ که صرفا برای دزدی بیشتر و غارت بیشتر ممالک دیگر شروع شد واژه جهانی را برمی گزینند و ما هم بدون توجه به معنای واقعی کلمه و پیامد های استفاده از آن این کلمات را به راحتی به کار می بریم یعنی ما وقتی از جهانی بودن آن سخن می گوییم در واقع مستعمره بودن ممالک و مستضعفین جهان را و آقایی و برتری استعمارگران و حق و حقانیت آن دزدان خبیث را پذیرفته ایم.

یادمان باشد علوم انسانی اسلامی باید اول از تغییر برخی واژه های ترجمه شده از کتب غربی شروع شود و کلمات انقلابی (انقلاب ما انقلاب در علوم انسانی بود و برای همین هم ریچارد نیکسون رئیس جمهور اسبق آمریکا در کتاب 1999 پیروزی بدون جنگ ایران را برای آمریکا از شوروی دارای بمب اتم، موشک های قاره پیما و ناوهای هواپیمابر خطرناک تر می داند) خودمان را جایگزین آن کلمات کنیم زیرا تمامی کتاب ها از کلمات ساخته شده اند و این کلمات از ذهن های متفکرین خارج شده است پس ما با تغییر یک و یا چند کلمه می توانیم دنیایی را عوض کنیم و به آن چهره دیگر ببخشیم.

پس بیایید در یک حرکت فرهنگی و جهادی در هر جایی که صحبت میکنیم و یا مطلب می نویسیم از واژه جنگ اول استعمارگران و جنگ دوم استعمارگران استفاده کنیم انشالله روزی هم برسد که این واژه در صدا و سیما، روزنامه ها، وب سایت ها و در کتاب های درسی و دانشگاهی هم اصلاح شود.

لطفا این مطلب را انتشار دهید.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

دانلود کامل سخنرانی های استاد حسن عباسی

نویسنده :حسین محمدی
تاریخ:دوشنبه 3 مهر 1391-03:37 ب.ظ

دانلود کامل سخنرانی های استاد حسن عباسی


دوستان عزیز میتوانند با استفاده از لینک زیر مجموعه بسیار بزرگی را از سخنرانی های استاد دانلود کنند


برای دانلود کلیک کنید




نوع مطلب : فیلم و صوت 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

وضعیت زنان در آخرالزمان

نویسنده :حسین محمدی
تاریخ:جمعه 5 خرداد 1391-10:13 ق.ظ

جامعه پیش از ظهور، جامعه‌ای مملوّ از فساد و بی‌بند و‌ باری‌های اخلاقی است، کردارهای حیوانی گروهی انسان‌نما، آن‌چنان فراگیر می‌شود که حالت عادّی به خود می‌گیرد. روایاتی که این وضع اخلاقی پیش از ظهور را بیان نموده‌اند، بسیار زیاد است.



یکی از مسائلی که در حکومت‌های آخرالزّمان مطرح است، بنا بر اخباری که از معصومان(ع) وارد گردیده است، سلطه و نفوذ زنان در امور سیاسی می‌باشد:
امیرمؤمنان(ع) می‌فرماید: «... و آن هنگامی است که زن‌ها مسلّط شوند، کنیزان تسلّط پیدا کنند و کودکان حکومت کنند.»1
«هنگامی که زن‌ها بر تخت سلطنت چیره شوند و بر هر مردی چیره باشند و جز خواسته آنها عملی نگردد.»2
امام صادق(ع) می‌فرمایند: «و زنان را می‌بینی که به‌سان مردان، مجالس (کنفرانس) راه می‌اندازند.»3

وضعیّت اقتصادی زنان درآخرالزّمان

یکی از مهم‌ترین مشکلاتی که بشر در آخرالزّمان با آن سخت دست به گریبان است، مسائل و مشکلات اقتصادی است. نابه‌سامانی عظیم اقتصادی در سرتاسر جهان به وقوع می‌پیوندد و زنان از این واقعه شوم، در امان نخواهند بود؛ بلکه بیشترین ضربه را آنها خواهند خورد.
امام صادق(ع) در بیان نشانه‌های ظهور می‌فرمایند: «بعضی از مردان را می‌بینی که از راه فساد زنان خود ارتزاق می‌کنند.»4
حضرت علی(ع) در بیان نشانه‌های ظهور می‌فرمایند: «زنان در آخرالزّمان به خاطر حرص به دنیا در کسب و کار همسران خود شرکت می‌نمایند.»5

وضعیّت اجتماعی زنان در آخرالزّمان

1. عدم امنیّت برای زنان: از انحرافات خطرناک که جامعه پیش از ظهور به آن گرفتار می‌گردد، بی‌امنیّتی خانوادگی و ناموسی است، این مسئله آن‌چنان فراگیر می‌شود که کمتر کسی می‌تواند یا می‌خواهد از آن جلوگیری نماید.»6
حضرت علی(ع) در این خصوص می‌فرمایند: «سفیانی در حالی که نیزه‌ای در دست دارد، زنی باردار دستگیر می‌نماید و به یکی از یارانش می‌گوید: به او تعدّی نما و او سپس شکم زن را می‌درد و جنینش را بیرون می‌آورد و هیچ کس نمی‌تواند چنین وضعیّت هولناکی را تغییر دهد.»7
2. هبوط مسائل اخلاقی و انسانی در زنان: جامعه پیش از ظهور، جامعه‌ای مملوّ از فساد و بی‌بند و‌ باری‌های
اخلاقی است، کردارهای حیوانی گروهی انسان‌نما، آن‌چنان فراگیر می‌شود که حالت عادّی به خود می‌گیرد. روایاتی که این وضع اخلاقی پیش از ظهور را بیان نموده‌اند، بسیار زیاد است.
محمّد بن مسلم می‌گوید: به امام باقر(ع) عرض کردم: قائم شما چه وقت ظهور خواهد کرد؟ امام(ع) فرمودند: «آنگاه که مردها خود را شبیه زنان نمایند و زن‌ها شبیه مردان شوند، آنگاه که مردان به مردان اکتفا کنند و زنان به زنان.»8
و در حدیثی از امام صادق(ع) است که فرمودند:
«... در آن زمان زنان را می‌بینی که از بذل خود به کفّار هیچ واهمه‌ای ندارند.»9
امام علی(ع) می‌فرمایند: «ظاهر می‌شود در آخرالزّمان که بدترین زمان‌هاست، زنانی که در عین لباس پوشیدن لخت و عور هستند.»10
3. افزایش زنان بی‌سرپرست: در آخرالزّمان وضعیّت به گونه‌ای است که بر اثر جنگ‌های پی در پی، تعداد مردان کاهش چشمگیری می‌یابد و به همین دلیل، زنان زیادی بی‌سرپرست می‌گردند و به دنبال کسی هستند تا سرپرستی ایشان را به عهده گیرد.
رسول خدا(ص) می‌فرمایند: «قیامت برپا نمی‌شود، مگر اینكه برای پنجاه زن یک سرپرست باشد.»11
و در حدیث دیگری می‌فرمایند: «زمانی فرا رسد که پنجاه زن با یک مرد رو به رو شده، یکی می‌گوید: ای بنده خدا مرا بخر و دیگری می‌گوید به من پناه ده.»12
با مقایسه اخباری که در مورد زن آخرالزّمان به ما رسیده و وضعیّت کنونی زن از حیث اجتماعی و اخلاقی، بین زن امروز و زن آخرالزّمان شباهت بسیاری دیده می‌شود. امّا این نکته را هم نباید از نظر دور داشت که نمی‌توان فساد اخلاقی را برای تمام زنان تعمیم داد، زیرا در آن زمان، زنان آگاه، عفیف و باایمانی نیز وجود دارند که از اوضاع بد آن زمان متأثّرند. امّا وضع عمومی به شکل دیگری است.13

پی‌نوشت‌ها:
1. کامل سلیمان، روزگار رهایی، ترجمه علی اکبر مهدی‌پور، ج2، ص 761 به نقل از بشار\ الاسلام، صص 41 و 44.
2. محمّدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج52، ص 259.
3. همان، ص 257.
4. همان.
5. لطف الله صافی گلپایگانی، منتخب الاثر، ص 428.
6. سیّده ارغوان حیدری، «زن، انتظار، ظهور»، ماهنامه شمیم یاس، سال سوم، ش 8، آبان 1382، ص 8.
7. همان، ص 9. به نقل از مقدّسی شافعی سلمی، عقدالدرر، ص 409.
8. منتخب الاثر، ص 292.
9. بحارالانوار، ج52، صص 257 و 258.
10. منتخب الاثر، ص 426.
11. «زن، انتظار، ظهور»، همان، ص 9، به نقل از احمد بن حنبل، مسند، ج3، ص 120.
12. همان، به نقل از بحارالانوار، ج52، ص 250.
13. همان.


نوع مطلب : امام زمان 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

استفتائات » آیت‌الله‌ العظمی نوری همدانی: در کتاب شعر مولوی انحرافات بسیاری وجود دارد…

نویسنده :حسین محمدی
تاریخ:پنجشنبه 21 اردیبهشت 1391-11:46 ق.ظ

آیت‌الله‌العظمی نوری همدانی: کتاب شعر مولوی از نظر ادب و تمثیل قابل استفاده است، ولی در این کتاب انحرافات بسیاری وجود دارد که با اصول و عقاید ما همخوانی ندارد.

 

HosinNuriHamedani1 آیت‌الله‌ العظمی نوری همدانی:...در کتاب شعر مولوی انحرافات بسیاری وجود دارد...

ایسکانیوز: ‌آیت‌الله‌العظمی نوری همدانی گفت: کتاب شعر مولوی از نظر ادب و تمثیل قابل استفاده است، ولی در این کتاب انحرافات بسیاری وجود دارد که با اصول و عقاید ما همخوانی ندارد و سبب منحرف شدن جامعه می شود.

 

معظم­له در دیدار مسئولین هماهنگ کننده سازمان تبلیغات سراسر کشور با انتقاد از برگزاری مراسم بزرگداشت مولوی گفت:

 

مولوی بینش درستی نسبت به اهل بیت (علیهم السلام) نداشت و برخی از آثار او از اندیشه های انحرافی سرچشمه گرفته است و کلمه مولا را در روایت من کنت مولاه فهذا علی مولاه به معنای دوست می گیرد در حالیکه در تفکر شیعی به معنای سرپرست و زعامت جامعه است.

 

ایسکانیوز: ‌آیت‌الله‌العظمی نوری همدانی گفت: کتاب شعر مولوی از نظر ادب و تمثیل قابل استفاده است، ولی در این کتاب انحرافات بسیاری وجود دارد که با اصول و عقاید ما همخوانی ندارد و سبب منحرف شدن جامعه می شود.

 

معظم­له در دیدار مسئولین هماهنگ کننده سازمان تبلیغات سراسر کشور با انتقاد از برگزاری مراسم بزرگداشت مولوی گفت: مولوی بینش درستی نسبت به اهل بیت (علیهم السلام) نداشت و برخی از آثار او از اندیشه های انحرافی سرچشمه گرفته است.

 

وی بـا اعتراض بـه بـرگزاری کنگـره­ی مـولـوی شناسی در تهران و تبریز گفت: « مراسمی که برای مولوی در چند روز اخیر بر پا شد، برای پیامبر و ائمه اطهار برپا نمی شود».

 

آیت الله نوری همدانی، روز چهارشنبه ۹ آبان نیز در حین برگزاری درس خارج فقه، بار دیگر مولانا جلال الدین را مور تهاجم قرار داد و گفت: « بعضی چند صفحه از مثنوی را خوانده­اند و تصور کرده­اند که کتاب خوبی است، اما اگر با دقت آن را مطالعه کنند با لغزش­های فراوانی مواجه خواهندشد. »

 

وی گفت: « ملای رومی، شاعر بسیار قوی است و در تمثیل خیلی مهارت دارد، اما نمی­توان مثنوی را به کسی داد تا از راهنمایی­های آن استفاده کند. »

 

آیت الله نوری همدانی در توضیح دلایل منحرف خواندن مولوی، این بار با اشاره به تمجید مولوی از منصورحلاج گفت: «این در حالی است که در جلد پنجاه و یک بحارالانوار توقیعی از امام عصر در انتقاد از حلاج آمده است.»

 

وی علاوه بر مولانا جلال­الدین، شاعرانی چون شیخ فریدالدین عطّار نیشابوری را مورد نقد قرار داد و گفت: « در کتاب تذکرة الاولیاء شیخ عطار، با عبارت­های پر آب و تاب، برای صوفی­ها چهره سازی شده­است و برخی چون، بایزید بسطامی، ذوالنون مصری و منصور حلاج را از ائمه علیهم السلام نیز بالاتر دانسته­اند. »

 

آیت الله نوری همدانی، در ادامه­ی سخنانش با انتقاد از رواج صوفی­گری در کشور، دراویش را از جمله دشمنان امام شیعه معرفی کرد و گفت: « در روایات به نقل از ائمه آمده است که صوفی­ها، دشمنان ما هستند. »

 

وی همچنین مدعی شد: « سلاطین جور و جباران روزگار مانند هارون الرشیدها و پادشاهان صفویه برای کسب وجهه­ی دینی خود به تقویت صوفی­ها و ساختن خانقاه­ها روی آوردند. »

 

‌آیت‌ الله‌ نوری همدانی علّت اصلی مخالفت خود با برگزاری کنگره مولوی شناسی و انتشار آثار مولانا را نیز پنهان نکرد و با بیان اینکه « مولوی، صوفی و سنّی است »، گفت: « او ] مولوی [، ابوطالب ] عموی پیامبر اسلام [ را کافر و مشرک می­داند و در اشعار خود، ماجرای غدیرخم را لوث کرده­است. »



نوع مطلب : حكمت و اندیشه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

یان انحرافات و نقد مولوی – مولوی و سماع ” ۴ “ – ارکستر مولوی

نویسنده :حسین محمدی
تاریخ:پنجشنبه 21 اردیبهشت 1391-11:45 ق.ظ

یان انحرافات و نقد مولوی – مولوی و سماع ” ۴ “ – ارکستر مولوی

مولوی برای بساط سماع – و به قول “لویی ماسینیون” کنسرت روحانی- خود یک “ارکستر” * کامل تشکیل داده بود تا بتواند اشتهای جوشان خویش را اشباع کند.

“خوانندگان” ، “نوازندگان” ، از “طبّالان” (طبل زنان) ، “دفّافان” (دایره زنان) ، نی نوازان – به اضافه ی مریدانِ هم سماع و پر حرارات – همه دست به دست هم می دادند و بزم عرفانی مولوی را هر چه بیشتر داغ می کردند!

نام تعدادی از اعضای ارکستر مولوی در تاریخ زندگانی وی – بویژه در کتاب مناقب العارفین – بصورت پراکنده آمده است.

“شرف الدین عثمان” :خواننده و نوازنده ، که مناقب العارفین مهارت او را در حدّ “عبدالمومن” موسیقی دان معرفی میکند و می گوید:

“…ندیم خاص حضرت (مولانا) بود و انگشت نمای جهان ، و ملوک زمانِ مَرَدَه (مریدان) ، صحبت (همنشینی) او بودند.” (مناقب العارفین ۴۸۶ ، رساله سپهسالار ، تعلیقات ۳۴۱).

(عبدالمومن موسیقی دان یکی از موسیقی دانان مشهور و صاحب نظر و دارای تالیف در فن موسیقی است.وی در قرن هفتم میزیسته است.)

در دیوان شمس آمده است :

آمد عثمان شهاب دین هین

واگــــو  غـــــزل  را  مکـــــــرر

“کمال قوّال” : که – به قول افلاکی – مصنّف شهر و استاد دهر بود (مناقب العارفین ۴۵۴ ).

“زکی قوّال” : که مولانا (درباره ی او) فرمود: …حالیا ، فتوحاتِ زکی (منظور اینجا خوانندگی با حالِ وی است) به از فتوحات مکیست (یعنی بهتر از فتوحات مکیه ی ابن عربیست) و به سماع شروع فرمود.( مناقب العارفین ۴۷۰) .

همچنین : “حمزه ی نای زن” نی نواز ، “سراج الدین” مثنوی خوان و ….( مناقب العارفین ۲۷۲).

آلات موسیقی مولوی نیز متنوع بود : “طبل” (همان ۲۱۱) ، “دفّ” (دایره) (گزیده ی غزلیات مولانا ، ص۱۴۶ از مناقب العارفین ۴۹۰) ، “نِی” (مناقب العارفین ۴۹۰) و بویژه “رَباب” (یکی از آلات موسیقی شبیه طنبور) که شیفته و دلباخته ی آن بود و در ستایش آن سخنها (غزل و…) گفته است(همان ۴۸۴) .

مولوی میگوید :

رباب مشرب عشق است مونس اصحاب

کــه  ابــــر  را  عـــربان  کـــــترده اند  رباب

چنانــکه ابــر سقای گل و گلــستان است

رباب قــــوت ضمیـــرست و ساقـــی اَلباب… (کلّیات شمس ، غزل ۳۱۳ )

جلال الدین شخصا و به ابتکار خود فرمود که رباب را شش خانه ساختند ، چه از عهد قدیم رباب عرب چهارسو بوده…( مناقب العارفین ۸۸).

گروهی از صاحب نظران معتقدند که مولوی خود “موسیقی دان” و “موسیقی نواز” بوده است. (مولوی نامه،۵۹۶،موسیقی شعر،۴۰۳).

آقای همایی در مولوی نامه می نویسد : وی (مولوی) در فن موسیقی و ضرب اصول و الحان ، وقوف کامل داشته و خودِ او سازِ رباب را بسیار خوش و استادانه می زده است.(مولوی نامه ۵۹۶)



نوع مطلب : حكمت و اندیشه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

جسارت شمس تبریزی و پایین شمردن مقام حضرت فاطمه سلام الله علیها

نویسنده :حسین محمدی
تاریخ:پنجشنبه 21 اردیبهشت 1391-11:44 ق.ظ


“شمس تبریزى”، مقام معرفت و خوف و خشیتِ برترین بانوی خلقت، و یکتا کفو امیر عالم آفرینش، حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام را خوار و پست شمرده، مى‏گوید:

مردم را سخن نجات خوش نمى‏آید، سخن دوزخیان خوش مى‏آید… لاجرم ما نیز دوزخ را چنان بتفسانیم[۱]. که بمیرد از بیم!

فاطمه رضی اللّه‏ عنها عارفه نبود، زاهده بود. پیوسته از پیغمبر حکایت دوزخ پرسیدى.[۲]

 

آری این است مقامات ادعایی عارفان واصل، و پیران تصوف و عرفان!! و این است علایم واضح و آشکار عداوت و دشمنی ایشان با پاکان آفرینش، تا دیگر هرگز کسی جسارت‏های بى‏شرمانه آنان را حمل بر تقیه نکند، و ایشان را از شیعیان آل ‏اللّه‏ در شمار نیاورد!


 [۱] . بیفشانیم ـ خ

[۲] . مقالات شمس، ۱۵۱ ـ ۳۴۱  و  نقدى بر مثنوی،

نوع مطلب : حكمت و اندیشه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

بیان انحرافات و نقد مولوی – مولوی و سماع ” ۳ “

نویسنده :حسین محمدی
تاریخ:پنجشنبه 21 اردیبهشت 1391-11:44 ق.ظ

بیان انحرافات و نقد مولوی – مولوی و سماع ” ۳ “ 

سماع در تاریخ تصوف سابقه ی چندصد ساله داشت اما مولوی چنان معرکه هایی از ساز و آواز و پای بازی در قونیه برپا می کرد که تاریخ صوفی گری کمتر به یاد داشت! ۱۷

انرژی جنبشی و حرص و ولعِ سیر نشدنیِ وی به سماع ، برخی صوفیان و هم مسلکان وی را نیز به سماع وا میداشت! حتی دست آموزان و مریدان وی از همراهی با او عاجز می ماندند!

نوازندگان و خوانندگان – همه ی کثرت و تعدد آنها – از نفس می افتادند ۱۸، اما مولوی همچنان میچرخیدند!

مولوی در سماع بارگی از استاد خویش “شمس تبریزی” نیز پیشی گرفته بود.یک روز و دو روز و بیش تر و – به تعبیرهای اغراق آمیز افلاکی – گاهی تا یک هفته ۱۹ و یک ماه ۲۰ سماع مولوی ادامه میافت.

آوازه خوانیِ تنها(همراه با رقص) ، اشتهای مولوی را سیر نمیکرد ، “طبل” ۲۱ ، “نی” ۲۲ ،دایره”،بویژه “رباب” (شبیه طنبور) باید ، تا مرغِ جان وی در آسمان تصوف و عرفان به پرواز درآید. او مرده و کشته ی “رباب” ۲۳ بود ، برای آن شعر میگفت و غزل می سرایید ، تعظیم و تقدیسش میکرد ، با آنان که به رباب بی حرمتی میکردند ستیزه و تندی میکرد. ۲۴

چنان در سماع و چرخ و رقص غرق میشد که گاهی “تنها لباسِ او” ار بدنش بیرون می آمد و وی متوجه نمی شد!! ۲۵

معرکه ای داغ بود و پرهیجان! مولوی پای بر زمین میکوبید و نعره ها میزد، شعر میگفت و غزل می سرایید ، داغ میشد و خیره خیره نگاه می کرد.گاه سنایی را در قیافه ی قوٌالان (آوازه خوانان) مجسم میدید ، گاه حسام الدین را در آغوش می کشید و مغازله گرانه می گفت :

بیا دین من! بیا ایمان من! بیا جانِ من! بیا سلطان من! ۲۶

باری گویا محفل “دیثی رامب” ۲۷ بود و “آپولو” (الهه ی موسیقی) از کوه های “پارناس” ۲۸ یونان پایین آمده و در سرزمین روم و شهر قونیه ظهور کرده بود:۲۹

امروز سماعـــست و سماعـــست و ســـــــماع

نور است و شعاع است و شعاع است و شعاع ۳۰

  *******************************

صــــلا ای صـــوفیان کــــامروز باری

سماعست و نشاط و عیش و آری ۳۱

مولوی خود را “سماع باره” ، “رقصان دین” ، “رقاص ترین درخت” و … میخواند!

قومی شده رقصــان دین با صــد هزاران آفرین

قومی دگر منکر چنین اندر سَفَه رقصان شده ۳۲

 *******************************

رقصـــان تر درخت درین باغـــــها منم

زیرا درخت بختم و اندر سرم صباست ۳۳

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱۷) مناقب العارفین ، ۸۹٫  مولوی با هیجان و حرارت خاصی می چرخید و می رقصید و می گفت:

چون بهشتِ جمله خوبان،شب و روز پایکوبان

ســــر و آســـــتین فشانان،ز نشاط بی قراری (همان غزل ۲۸۴۹)

*******************************************

ما میوه های خامـــیم در تاب آفتابـت

رقصی کنیم رقصی ، زیرا تو میپزانی (همان غزل ۲۹۶۰)

۱۸) مناقب العارفین ۴۰۶

۱۹) افلاکی مینویسد : …بعد از آن به سماع مشغول شد تا نه شبانه روز…. . مناقب العارفین ۴۸۷

۲۰) همان ۲۹۴

۲۱) همان ۲۱۱

۲۲) همان ۴۹۰

۲۳) همان ۴۸۴

۲۴) مولوی به نقل از افلاکی – در پاسخ اعتراض علما ، به علاقه ی مفرط وی به رباب ، می گفت :”والله ثم والله سر گورشان رباب خواهند زد”. مناقب العارفین ۵۶۲٫

۲۵) روزی در مدرسه ی مبارک تواجد نموده در سماع مست شده بود و تمامتِ جامها(جامه ها) به گویندگان(آوازه خوانها) بخشیده با تای پیراهن ، عریان رقص می کرد.از ناگاه گرِهِ آزار(شلوار – لنگ) گشوده شد ، همانا که حضرت چلپی حسام الدین چست (چالاک) برجست و حضرت مولانا رادر کنار گرفته ، فرجی(نوعی لباس) در (وی) پوشانید و به سماع شروع فرمود. مناقب العارفین ۶۰۲٫

۲۶) ….آن شب حضرت مولانا شورهای عظیم میکرد و نعره های پیاپی میزد…همچنان حضرت مولانا به سوی چلپی حسام الدین نگران (نظاره گر) گشته ، فرمود : بیا دین من! بیا ایمان من! بیا جانِ من! بیا سلطان من! پادشاه حقیقی و حضرت چلپی نعره ها میزد و اشکها می ریخت… مناقب العارفین ۱۰۰

۲۷) دیثی رامب Dithyramb در زبان یونانی به معنای آواز و رقص شوریده و دیوانه واری است که در جشنواره های مذهبی یونانیان کهن به افتخار “دیونوسِ” خدا برگزار میشده است.

۲۸) پارناس نام کوهی است که بنا به اسطوره های یونان قدیم ، آپولُن خداوند شعر و نُه خواهری که فرشتگان نگهبان هنرهای زیبا بودند در آن زندگی می کردند (فرهنگ اصطلاحات ادبی ص ۵۳).

۲۹) موسیقی جادوی عشق و عرفان مولوی بود. حتی اگر موسیقی نواز ، ارمنی شراب خوار بود ، مستحق لطف و عطای وی بود.همه نوع هم رقص و هم سماع داشت: پیر مردان ، جوانان و حتی به نقل افلاکی مجلس سماع زنانه نیز داشت و کنیزکانِ آوازه خوان (در آن مجلس) موسیقی و سرود عرفانی مینواختند و میخواندند(مناقب العارفین ۴۹۰ ). اگر هنگام نماز بود و صدای مؤذن به الله اکبر بلند ، (گاه) مولوی –به نقل افلاکی- در گرماگرم رقص بود و بی اعتنا به دعوت مؤذن ، که : سماع داعی جان است و اذان (نماز) داعی جسم!!!(همان ۳۹۵). اگر فقیهان و صوفیانِ معتدل ، فریاد اعتراض بر می آوردند ، باکی نداشت و میگفت : والله آهن سرد می کوبند! (همان ۵۶۲).

۳۰) کلیات شمس تبریزی ، ط نگاه ،۱۳۶۱

۳۱) همان غزل ۲۶۶۵

۳۲) همان غزل ۱۲۴۲

۳۳) همان غزل ۲۰۷



نوع مطلب : حكمت و اندیشه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :114
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...