تبلیغات
امام زمان، جنگ سخت و نرم، دشمن شناسی، سیاست، اقتصاد، فراماسونری - مصداق سازی و مصداق شناسی

زنده کردن گفتمان انقلاب، استکبار ستیزی، عدالت خواهی، مبارزه با فقر، فساد و تبعیض، ساده زیستی

مصداق سازی و مصداق شناسی

نویسنده :علی فتحی
تاریخ:جمعه 27 آبان 1390-12:47 ب.ظ


نویسنده: اسماعیل شفیعی سروستانی

موضوع و مصداق انتظار به صورت عام، جزو لاینفک وجود و حیات بنی بشر از صبحگاه خلقت آدم(ع) بوده و تا ابدالآباد نیز با او خواهد بود؛ چه این گل سر سبد آفرینش به صورت فردی در کنجی خلوت به سر برد چه در صورت قومی و اجتماعی حیاتی خردمندانه را به تجربه بنشیند؛ امّا به طور خاص، یعنی « انتظار دیدار و تجربه فصل پایانی و برچیده شدن بساط ظلم و دیدار موعود مقدّس» در میان امّت های مختلف و از جمله مسلمانان دارای پرونده ها و سوابق فراوانی است که از حدّ شمار و اشراف کامل بر همه صورت های تجربه شده اش خارج است. غلبه ظلم و ظالم در دوره های مختلف، اخبار و اطلاعات موجود و منتشر در میان خلق روزگار و به ویژه مستضعفان درباره فصل رهایی و بالاخره بی قراری ذاتی برای دست یابی به آن فصل، سه عامل اصلی و باعث آشکار شدن صحنه های بسیاری از رخدادهای زشت و زیبا در میان منتظران بی قرار و مصداق یابی های شتاب آلود شده است.
چنان که عرض کردم، این ماجرا مخصوص مستضعفان ساکن جغرافیای سرزمین های اسلامی نیست.
تاریخ مکتوب و شفاهی مسیحیت از فردای صعود و عروج حضرت عیسی (ع) مملوّ از حوادث، ماجراها، بی قراری ها و اقدامات فردی و جمعی مسیحیان برای تجربه بازگشت دوم حضرت مسیح(ع) و اقدامات فردی یا جمعی برای سرعت بخشیدن به این بازگشت وعده داده شده است.
سوابق آثار مکتوب و اقدامات عملی بنیادگرایان انجیلی و موعود گرا را در اروپا و آمریکا- حداقل طیّ چهارصد سال اخیر- بررسی کنید تا دریابید که چگونه در جای جای اروپا و آمریکا، منتظران مستضعف، کشیشان و راهبان، مبلّغان و واعظان و در کنار آنان گاه دروغزنان و طمّاعان امواج فراوانی را به راه انداخته و به سر و سینه کوبیدند، خود را به آب و آتش زدند، خودسوزی و خودکشی دسته جمعی کردند، ترک شهر و دیار گفتند و بی تابانه به ذخیره سازی غذا و کندن پناهگاه مشغول شدند. مراجعه به اخبار وقایع آخرین دهه از قرن بیستم میلادی، مصادیق بسیاری را فراروی ما قرار می دهد.
فکر می کنید اربابان کلیسا با تمسّک و توسّل به چه موضوعی غائله بزرگ جنگ های دویست ساله صلیبی را علیه سرزمین های اسلامی به راه انداختند و طیّ مدّت 200 سال از سراسر اروپا به سوی شرق اردو کشیدند؟
واعظان و راهبان مسیحی به راه افتادند و در گوش مستضعفان مسیحی، مژده ظهور قریب الوقوع حضرت مسیح(ع) و ضرورت زمینه سازی برای این امر و خارج ساختن بیت المقدس از دست مسلمانان را خواندند و بر هیزم انتظار و بی قراری آنان دمیدند تا آنکه از سراسر اروپا، مسیحیان، حتّی بی سلاح و مرکب و ره توشه به سوی شرق روانه شدند و شد آنچه که کم و بیش از آن اطّلاع دارید.
صرف نظر از پیشینه تاریخی- مذهبی موعود گرایی در غرب مسیحی و وجود رویکردهای جدّی به موضوعاتی همچون « بشارت و نجات» در کلام و لاهوت مسیحیت از یک سو و بنیاد گرایی پیوریتانی شکل گرفته در قرون 16 و 17 میلادی تاریخ « ایالات متحده آمریکا» و موعظه های انجیل گرایان، فعالیت گسترده فرهنگی بنیاد گرایان و استفاده آنها از تمامی ظرفیّت های رسانه های مدرن برای تبلیغ و گفت و گو از آخر الزّمان، زمینه سازی برای ظهور و مصداق یابی و مصداق سازی درباره شخصیت ها تا دهه هفتاد و هشتاد میلادی، نتایج روانی خودش را بارز ساخته بود.
آنها با تکیه بر دستاوردهای فاز فرهنگی از دهه هفتاد و به قصد تصمیم سازی و عملیاتی کردن طرح ها با همین رویکرد وارد فاز سیاسی شده و جلب پشتیبانی نو تولّد یافته ها یا همان مردمی که به آموزه های مبلّغان انجیلی ایمان آورده و خود را برای ظهور مسیح مهیّا کرده بودند، رئیس جمهور مورد نظر خود را راهی «کاخ سفید» ساختند تا او با استفاده از قدرت، نفوذ و ثروت ایالات متحده آمریکا در برابر دجّال و ضدّ مسیح و سپاهیان که مظهر ظلمت و شرارتند قد علم کند و لشکر نور را برای حضور در میدان جنگ بزرگ آخر الزمانی آرمگدون مهیّا کند. نبردی که از نظر آنها به هزاره خوشبختی، حکومت جهانی پیروان نور، نابودی ضدّ مسیح و پیروانش می انجامد. این عبارت رئیس جمهور منتخب ایوانجلی ها، یعنی آقای رونالد ریگان معروف است که گفته بود: من آرزو دارم اوّلین کسی باشم که شاسی جنگ اتمی آرمگدون را فشار می دهد. در سرزمین های اسلامی نیز طیّ قرن های متوالی و به ویژه در وقت غلیان و خروش احساسات و زبانه کشیدن تنور ظلم ظالمان و غدّاران، مسلمانان عنان شکیبایی را از دست داده و پای در رکاب گذاردند تا به زعم خود موعود مستور در پس پرده غیبت را بیرون کشند.
در زمان حیات امام ششم، حضرت صادق آل محمّد (ص) برخی از مؤمنان عنان اختیار و انتظار را از کف دادند و مورد عتاب امام واقع شدند و در مقابل، برخی از خلفا به طمع صید ماهی خلافت و حاکمیّت وسیع تر، بر فرزندان خود نام مهدی می نهادند تا نام آن منجّی موعود را به نام خودو خاندان فاسد و مفسد خود مصادره کنند.
عصر هجوم مغول، قیام سربداران خراسان و عهد شاه عبّاس صفوی سه مقطع مهم از برخاستن شور انتظار و التهاب قریب الوقوع بودن ظهور منجیّ موعود بوده و از این حیث قابل شناسایی اند؛ چنان که اهالی « بیهق» و « سبزوار» هر صبحگاه جمعه، اسب و یراق به دروازه شهر می کشیدند تا شاید مجال دیدار و استقبال از حضرت موعود مقدس(عج) را فراهم آورند. چرا راه دور برویم، طی سی و چهار سال اخیر تجدید حیات بنیاد گرایی انجیلی و قد کشیدن جریان مسیحیت صهیونیستی در « انگلستان» و « آمریکا» موج بزرگی از انتظار مسیحا را دامن زد، جماعتی را به حمله به مراکز و کلینیک های سقط جنین و محافل هم جنس بازان وا داشت، دروغ زنان جنایتکاری چون جرج دبلیو بوش را به کرسی قدرت کاخ سفید رساند و دست آخر به بهانه ی زمینه سازی ظهور حضرت مسیح (ع) باعث حمله گسترده و اردو کشی به « عراق» و « افغانستان» شد.
جمله ماجرا به موضوع انتظار، ظهور موعودمقدس و گفت و گو از زمینه سازی و ضرورت اقدام عملی برای وادار کردن موعود منجی به ظهور بر می گشت؛ چه آنچه که سران مجامع مخفی بدان چنگ زده و از آن سوء استفاده کردند چه آن بخش که مربوط به تجمع بزرگ مسیحیان پروتستان و انجیلی در کلیساها، همایش ها و حمایت های آنان از بنیادگرایان و سیاستمداران دست نشانده آنها در کاخ سفید می شد.
جالب تر آنکه، لابی های صهیونیستی با سوار شدن بر همین موج و تقویت و هدایت آن، نه تنها جیب ساکنان ایالات متحده را به طور رسمی و غیر رسمی و به بهانه حفظ فلسطین و بیت المقدس، کمک به مهاجرت یهودیان، ساخت معبد سلیمان و سایر انگیزه ها خالی کردند؛ بلکه خطرات بزرگی را تحت حمایت آمرکیا و اتحادیه اروپا در حوزه های سیاسی و نظامی از خود دور ساختند.
این عبارت محقق فلسطینی الاصل آمریکایی و استاد سرشناس دانشگاه های آن کشور، یعنی ادوارد سعید را که درباره راز « کینه و حسد» غرب درباره شرق اسلامی بیان کرده، تکرار می کنم. او پس از مقدمه ای طولانی و البته خواندنی می نویسد: برای کین جویی و حسد غرب درباره شرق دلایل مذهبی، سیاسی و روانشناختی بسیاری می توان یافت، لیکن این همه به آگاهی غرب از چالش های آخر الزمانی با شرق بر می گردد .( نقل به مضمون)
غرب به شرق اسلامی به عنوان بزرگ ترین رقیب آخر الزمانی نگاه می کند.
چنان که مطلع هستید، تنها « بنی اسرائیل و بنی اسماعیل » اند که طی همه قرون و هزاره ها از حکومت جهانی سخن گفته و درباره اش اندیشیده اند و البته از میان این دو سلسله، تنها بنی اسرائیل بوده که بریده از آسمان و وحی، آستین بالا زد و در هوای دست یابی به این حکومت جهانی بنی اسرائیلی، طی هزاره ها از خورد و خواب گذشت و گام به گام برای تصرف مواضع، بیرون راندن رقیب و زمینه سازی تا دست یابی به تخت و بارگاه پادشاهی بنی اسرائیل با محوریت « بیت المقدس» اقدام کرد.
تاریخ یهود، در عبارت کوتاه « تلاش مستمر، همه جانبه و صبورانه فرهنگی، سیاسی و نظامی برای دست یابی به حکومت جهانی بنی اسرائیل» قابل تعریف و شناسایی است.
این یعنی نگاه امپراتوری و چشم داشت امپراتوری. از آنجا که آنها به خوبی گستره و ساحات این موضوع را می شناختند، نسل در نسل و در میان همه قرون، همه تلاش خویش را مصروف طراحی، توطئه و عمل کردند.
چنان که ملاحظه شد، تاریخ « مصداق یابی» و « مصداق سازی» برای شخصیت ها، بخش بزرگ و البته خواندنی دفتر بزرگ انتظار و فرهنگ ویژه آن بوده است.
بزرگی این دفتر و گستردگی حوادثی که مترتب بر آن بوده، از یک سو ناظر بر بزرگی انتظار ذاتی وجود آدمی و بزرگی مصداق حقیقی شخص منجی است و از دیگر سو ناظر بر پتانسیل و ظرفیت نهفته در این فرهنگ و بالاخره دست آورد شگرف و نهایی آن است.
هیچ یک از موضوعات و مباحث مندرج در ساحت های مختلف حیات فردی و جمعی ساکنان زمین، از بدو خلقت تا به آخر، در خود جمع این چهار عنصر ذکر شده را نداشته است. دیگر بار این چهار عنصر مهم را مرور کنید:
1- عظمت انتظار مقدس که ریشه در جان و مافی الضمیر انسان دارد؛
2- عظمت مصداق حقیقی موعود که جمله تمنیّات جوهری و عرض موجودات را به سوی خود می کشد؛
3- بزرگی پتانسیل و ظرفیت نهفته در فرهنگ انتظار که به نوعی مجال ظهور و بروز دو وجه اول را در عرصه تاریخ ممکن می سازد؛
4- بزرگی دست آورد واقعه شریف ظهور که در خود و با خود، تجسم عینی جمله آرزوهای موجودات و وعده های انبیا و اولیا و مصلحان را داراست.
بی دلیل نیست که این موضوع، حقیقت آن و صورت های بیرونی مرتبط و منتسب بدان، در هیچ عصر و زمانی از ذهن و زبان خلق روزگار دور نشده و تا تحقق عینی و عملی نیز نیابد، آدمی روی آرامش حقیقی را نخواهد دید.
این چهار وجه مهم کافی است تا کسانی را که از روی صمیمیت و صداقت، در جاده انتظار به راه می افتند و چونان پرنده ای در قفس، خود را به در و دیوار می کوبند تا شاید رد و نشانی از درب رهایی بیابند، سرزنش نکنیم. در مقابل، همین امر را برای سرزنش و توبیخ کسانی که ماندن در قفس و تن دادن به آب و دانه حقیر صاحبان قفس را جایز می شمارند و قفس را مأمن و مقصد معرفی می کنند، کافی بشناسیم. آنان یا مفهوم و معنی رهایی و انسان طالب و جوینده رهایی را نمی شناسند یا با صاحبان قفس، در به خدمت آوردن همه زیبایی ها و همه دارایی ها برای بهره مندی ستمکارانه، هم دست و هم پیمانند و البته، جماعت سومی هم وجود دارند که با سوء استفاده از تمامیت این انتظار، این طلب و تقاضا و این عزم و اراده، سعی در قتل عام مستضعفان در بیغوله ها و بزنگاه ها دارند و من این دسته را در زمره بزرگ ترین جنایتکاران تاریخ جای می دهم؛ آنان که وقایعی چونان جنگ های دویست ساله صلیبی را در گذشته و اردو کشی به عراق را در زمان حال رقم زدند.
این همه با هم و در تفسیر روایت ظلم رفته بر همه مستضعفان قابل شناسایی است. در مسیر تلاش بنی اسرائیل برای نابودی « حرث و نسل» و افساد بر زمین و تأسیس حکومت جهانی.
در مسیر شناسایی رویارویی آخرین و نهایی موعود مقدس حضرت صاحب الزمان (عج) با امامت کفر و شرک و نفاق، روزی نه چندان دور، امیرالمؤمنان (ع) با نگاه در آینه علم یقین لدنی خدادادی خویش روزگار ما را این چنین بیان فرمود:
« باطل در محل خود جای می گیرد؛
جهالت بر مرکب هایش سوار می شود؛
گروه ستمگر بزرگ و بزرگ تر می شود؛
دعوت کننده به سوی حق کمیاب می شود و روزگار چونان گزنده ای وحشی حمله می آورد؛
شتر باطل واسپس سکوت، عربده کشیده و قوت می یابد؛
مردم بر معصیت پیمان برادری می بندند و بر دین داری از هم دوری می گزینند؛
بر دروغ و ناروا بر یکدیگر دوستی کنند و به راستی دشمنی ورزند؛
... توانمندان همچون گرگ، حاکمانشان درنده، میانه حالان طعمه و نیازمندان همچون مردگان شوند؛
... فسق عامل نسب، عفت باعث شگفتی و اسلام را همچون پوستینی وارونه پوشند.»(1)
و بالأخره در روایتی خطاب به ما فرمودند:
« ای مردم! به علم یقین بدانید آن کس که با جاهلیت مرسوم در میان شما به استقبال قائم ما برود، تفاوتی با آن کس که با جاهلیت اول به استقبال رسول خدا (ص) رفت، ندارد و دلیل آن این است که در آن روز همه بر رسم و روش جاهلیت زندگی خواهند کرد، مگر آن کسی که مورد رحمت خداوند قرار گیرد.» (2)

پی‌نوشت‌ها:
 

1- نهج البلاغه، خ 107
2- وسائل الشیعه، ج15، ص 77.
 

منبع:موعود ( ویژه جن) ، شماره 123،124

نوع مطلب : امام زمان 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.